تبليغاتX
اسیرخاک

اسیرخاک
     

 

خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت :

"يادت مي ايد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم؟"

زمين و آسمان هر دو براي تو بود، 

اما تو آسمان را نديدي، 

راستي عزيزم ، بالهايت را كجا گذاشتي؟

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و

جاي خالي چيزي را احساس كرد...

آن وقت رو به خدا كرد و گريست.

 

لینک ثابت نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 13:50  توسط فرزند خاک  |