تبليغاتX
اسیرخاک

اسیرخاک
     

 

می نویسم و خط می زنم

و روی پیشانی کاغذ نگرانی ریل های خط خطی موج می زند.

عکس بگیر.

تصور کن من قطره ی تاریکی هستم که تنها در واگن هایم

زندگی می کنم وتصور کن این قطار تاریک را هرگز ندیده ای.

عکس بگیر.

از تاریکی شبهای بی چراغ و اصلا فکر نکن که سر قطار سوت

 می کشد و در گوشهای این کوه یک نفر هی داد می زند:

 خداحافظ   

خداحافظ

خط می زنم نام تو را و هی می نویسم ...

 

لینک ثابت نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 1:16  توسط فرزند خاک  |